ارسال شده در سرفصل | دیدگاه‌تان را بنویسید

یادداشت‌های شخصی(همگی رفتند)

ازآن سموم که بر طرف بوستان بگذشت 
عجب که رنگ گلی ماند و بوی یاسمنی (حافظ )
.
در اوایل دهه‌ی چهل که هنوز بیست سالم نشده بود فقط یک خانه‌ی امید می‌شناختم که در کوچه‌ی شیرزاد، 
 
ضلع جنوبی‌ی کافه‌ی شهرداری بود. اغلب عصرها از تجریش راه می‌افتادم و سر چهارراه پهلوی از کرایه  
 
پیاده می‌شدم و قدم زنان از  زیر خوشه‌های آویزان پیچ‌های امین‌الدوله تا در آن خانه می‌رفتم. دغدغه‌ی آن 
 
روزهای من بیشتر تئاتر بود و با چند تن از دوستان آن روز به آن خانه می‌رفتیم که خجسته کیا اجراهای  
 
نمایشی‌ی خود را آغاز کرده بود. مهدی سحابی را همانجا شناختم، نقاشی بود که در آن روزها با دوست از 
 
رفته‌ام بیژن الهی در کار هنر نقاشی بودند و مهدی چنان که بعدها به کارهای  ژورنالیستی و بعدتر به کار 
 
ترجمه‌ی شاهکارهای ادبیات پرداخت، در آن زمان به سرش زده بود که بازیگری‌ی تئاتر را هم  تجربه کند  
 
و این کار را تنها همان یکبار با نمایشنامه‌ی “ آهن ” خجسته کیا به اجرا در آورد و از آن زمان و آن اجرای 
 
در سالن آب سردار که آل احمد هم آمده بود و یادی هم در “ ارزیابی‌های شتابزده ” از آن نمایش کرده است.
 
دیگر مهدی را ندیدم تا دو سال قبل از فوت  ناگهانی‌اش در فرانسه که شب خوابید و دیگر پا نشد. ادامه‌ی خواندن
ارسال شده در یادداشت‌های شخصی | 3 دیدگاه

طنز و شوخ‌طبعی‌ی ملانصرالدین(۳۳) شماره‌ی آخرین

برای این‌که به قول عمرانِ گرامی یک کار ملایی بکنیم به جای آوردن مقدمه کتاب در آغاز نقل این روایت‌ها آن را در انتها و آخرین شماره‌ی این سرفصل می‌آوریم. و با یاد روشن عمران صلاحی‌ی عزیز این سلسله نوشته‌ها را در این شماره‌ی به پایان می‌بریم.                   رسانه
ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ملانصرالدین | دیدگاه‌تان را بنویسید

صدای دفتر هنر (۱۸)

در هر شماره بخش‌های(TRAKS) مختلف صداهای دفتر هنر متعلق به دفاتری که به همراه CD آمده‌اند را در رسانه ارائه می‎کنیم.

با فشار روی setofangdar 08-8 Audio Track می‌توانید به بخش هشتم ( زندگی‌نامه‌ی خودنوشت” پرویز شاپور، عمران صلاحی، بیژن اسدی‌پور” با صدای فرامرز خدایاری و خودشان-  موسیقی‌ی فخری ملک‌پور و بهمن آزادی ) توسط صدای دفترهنر ضمیمه‌ی شماره‌ی نوزدهم ويژه‌ی سه‌تفنگدار گوش دهید.

 

ارسال شده در صدای دفتر هنر | دیدگاه‌تان را بنویسید

دیدار با محمد علی شکیبایی


ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در دیدار با یک شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید

چرا ایرانیان این شهر ترکیه را باید ببینند؟

مقبره ی مولانا که در حال حاضر به عنوان سمبل شهر قونیه از آن یاد می‌شود، در واقع محل سکونت پدر و خانواده‌ی مولوی به هنگام اقامت ایشان در قونیه بوده است. پدر مولانا پس از مرگ در همین خانه به خاک سپرده شد و مجالس سماع مولانا نیز در همین خانه برگزار می‌شده است

قونیه شهری است مذهبی که در مرکز کشور ترکیه و در شمال استان آنتالیا و جنوب آنکارا واقع شده است. استان قونیه از لحاظ مساحت بزرگترین استان ترکیه به شمار می‌رود. جمعیت شهر قونیه بیش از یک میلیون نفر است. در قرن 13 میلادی، قونیه پایتخت علاءالدین کیقباد پادشاه سلجوقیان روم بود و این شهر به برکت حضور پدر مولانا -سلطان العلماء بهاء ولد – به یکی از مراکز تدریس علوم دینی تبدیل شد. بعد از فوت پدر، مولانا به وعظ و تدریس علوم دینی در مساجد و مدارس قونیه ادامه داد. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید

یاسا

تاریخ را یاد نگرفتیم

و جفرافیا را زیر پا گذاشتیم.

مغول‎ها که آمدند

معلم‌های گرامی‌ی ریاضی

تعداد کشته‌شدگان را زیر رادیکال بردند

و کتابداران 

مسئول قتلِ‌عام  کتاب‌ها اعلام شدند

ژانویه ۲۰۱۲

 

ارسال شده در شعر فرانو | 2 دیدگاه

نگاهی به ریشه های تاریخی نقش رضا ارحام صدر

مجید نفیسی

مجید نفیسی
رضا ارحام صدر ( 87-1302) بازیگر خنده آفرین اصفهانی به تازگی در شهر خود درگذشت. نمایش های او مانند ” گز سلامتیان” و “بستنی چمنزار” شیرین بود و جذابیتی جهانگردانه داشت. من چند بار همراه با پدر مادر و یکی از خواهرانم که همکلاسی همسر ارحام صدر بود به دیدن نمایش هایش رفته بودم که نخست در پاساژ کازرونی نزدیک چهارباغ و سپس در تالاری نزدیک ” پل فلزی” در محله ی جلفا برگزار می شد. او پیش از آغاز نمایش به میان جمعیت می آمد و با مردم خوش و بش می کرد و همچنین در هنگام اجرا به مناسبت حضور افرادی سرشناس در میان تماشاگران متلکی می پراند یا ابراز ارادتی می کرد. مثلاً هر بار که پدرم آنجا بود از پزشکان پول پرست و حق ویزیت سنگینشان می نالید و حساب پزشکان مردم دوستی چون پدرم را از آنها جدا می کرد. این درآمیختن موضوعیت روز با بازی روی صحنه، به نمایش او کیفیتی چون “روحوضی”های سنتی یا “کمدی های سرپایی” (Stand-up رضا ارحام صدرComedy) جدید می داد. ادامه‌ی خواندن
ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید

شعرخوانی‌ی ایرج زهری



شعرخوانی‌های اشعار شاعران ایرانی یکی از کارمایه‌های ايرج زهری، منتقد، مترجم، نمايشنامه‌نويس و مدرس تئاتر است که دیرزمانی‌ست او را به خود مشغول داشته است . در شماره‌های قبل اشعاری از شاعران مختلف را با صدای ایرج زهری شنیدیم. در این شماره اشعاری ازسعدی و عبدالرزاق اصفهانی  را با صدای این هنرمند گرامی برایتان می‎آوریم،

 

برای آشنایی بیش‌تر با ایرج زهری‌ به سایت شخصی‌ی او به نشانی‌ی زیر مراجعه کنید.

http://www.iradjzohari.epage.ir

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی- دارم سر آن که آیم امشب به برت

امیر معزی‌ی نیشابوری- ای ساربان منزل مکن جز در دیار یارمن

ارسال شده در صدای شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید

با صدای منصور خورشیدی

.
.

 

 

ارسال شده در با صدای شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید

طرح‌های مسعود مهرابی


ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در طرح‌‌ها و نقاشی‌ها | دیدگاه‌تان را بنویسید

یک شعر کوتاه

……………………………………………………..

از نورمراد رضایی

پشت خاکریز سنگر گرفته‌ایم

برادرم

با برادرانش در شلمچه

من

با دوستانم در کوچه.

غروب، بازی که تمام شد

من با لباس‌های پاره خاکی به خانه آمدم                                  

برادرم با لباس‌های خاکی خونین.

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید

belonging شماره‌ی آخرین

شانزدهم:

عنوان belonging به معنای چیزها و شرایطی که به آن تعلق داریم برای بیان نوستالوژی‌ی غربت شعرای ایرانی‌ی خارج از ایران در مقابل longing به معنای چیزها و شرایطی که آرزومندیم بر کتابی که در صدد معرفی‌ی آن هستم توسط نویسنده استفاده شده است. belonging که به زبان انگلیسی نوشته شده مجموعه‌ای ‌است از اشعار شاعران ایرانی‌ی مقیم خارج از کشور توسط نیلوفر طالبی مترجم صاحب‌نام ساکن انگلستان تهیه، نوشته و ترجمه شده است که کاری‌ست قابل تأمل و خواندنی.

نیلوفر طالبی موسس بنگاه معتبر پروژه‌های ترجمه است و تاکنون چندین کار ترجمه انجام داده است که مطالعه‌ی کار حاضر او خبر از آگاهی‌ی او از شعر فارسی و نیز ترجمه‌ی انگلیسی‌ی بسیار دلپذیر شعر فارسی و نیز تنظیم و انتخاب آشنا دارد.

شعرای خارج از کشور در این کتاب به سه دوره‌ی شاعران نسل اول که بین سال‌های ۱۹۲۹ و ۱۹۴۵ به دنیا آمده‌اند شامل شاعرانی مثل نادر نادرپور، حسین افراسیابی، مینا اسدی، اسماعیل خویی و یداله رویایی- و شاعران نسل دوم که متولدین بین سال‌های ۱۹۴۶ و ۱۹۶۰ شامل شاعران جوان‌تر مانند رضا فرمند، جمشید مشکانی‌، بهزاد کشمیری، مجید نفیسی، عباس صفاری است و شعرای نسل سوم که بعد از سال‌های ۱۹۶۰ تولد یافته و از نام‌هایی چون مانا آقایی، مریم هوله، زیبا کرباسی و ….گفته می‌شود تقسیم شده‌اند.

برای آشنایی شما با این اثر، اشعاری از مانا آقایی را در کنار ترجمه‌ی انگلیسی‌ی آن در این شماره برای شما می‌آوریم. ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران, مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید

شهر زرتشتیان زیر خاک

ارسال شده در ویدیو | دیدگاه‌تان را بنویسید

موسیقی گیلکی

آهنگ رعنا

ارسال شده در رقص و ترانه‌های ایرانی, ویدیو | دیدگاه‌تان را بنویسید

عکس روز

ارسال شده در عکس روز | دیدگاه‌تان را بنویسید