بایگانی دسته: یادداشت‌های پراکنده

نمی‌توانست زیبا نباشد

  احمد شاملو   برداشت از صورتکتاب شهاب مقربین  ۱۹ جولای ۲۰۱۹ نوشته‌ای از: شهاب مقربین    برداشت از صورتکتاب شهاب مقربین  ۱۹ جولای ۲۰۱۹   این مطلب سال‌ها پیش در روزنامه‌ی کارگزاران چاپ و در سایت تخصصی شعرِ «وازنا» … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

انبوهی از کلمات از جان نویسندگان و شاعران این سرزمین*

آرش نصرت‌اللهی یادداشتی از: آرش نصرت‌اللهی عکسِ کناره‌ی میز کار من است که همیشه کنار من است. انبوهی از کلمات که از جان نویسندگان و شاعران این سرزمین به من رسیده است. صبح امروز را با جریان بی مایه‌ای در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

سارق‌نامه

ارسال شده در شعر دیگران, یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

روایت یک مصاحبه با احمد شاملو

احمد شاملو و آیدا شاملو نقل از صور‌کتاب خانم سوسن آزادی يكى دو ماه پيش از مرگ شاملو، برادرم كاوه به من خبر داد كه قرار است براى تلويزيون سوئد با شاملو مصاحبه كند. سو’الات را به شاملو داده بود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای روایت یک مصاحبه با احمد شاملو بسته هستند

ماجرای یک عکس از اردشیر محصص

اردشیر محصص هیجدهم شهریور ۱۳۱۷ ـ هیجدهم مهر ماه ۱۳۸۷ یک‌روز هم «اردشیر محصص» [به آتلیه] آمد. طبق روال کارم از او در چهار حالت مختلف عکس گرفتم. خودم فقط از یکی رضایت داشتم ولی او خوشش نیامده بود و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای ماجرای یک عکس از اردشیر محصص بسته هستند

سال نو پیروز

در این شرایط سخت که ایرانیان عزیز علاوه بر مشکلات حدیده‌‌ی روزانه درگیر ویروس جانسوز کرونا هستند ضمن همدردی با کسانی که عزیزانشآن را در این نبرد بزرگ با کرونا از دست داده‌اند و یا نمی‌توانند بیمارشان را در بیمارستان … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای سال نو پیروز بسته هستند

بــیــــانــیــــه کانون نویسندگان ایران

  —————————– بیانیه کانون به مناسبت درگذشت فریبرز رئیس‌دانا کانون نویسندگان ایران امروز۲۷ اسفند به مناسبت درگذشت فریبرز رئیس‌دانا بیانیه‌ای منتشر کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «فریبرز رئیس‌دانا از امضاءکنندگان متن ۱۳۴ نویسنده بود و در دو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای بــیــــانــیــــه کانون نویسندگان ایران بسته هستند

روز زن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای روز زن بسته هستند

ملکه رنجبر صحنه را ترک کرد

ملکه اولین بازیگر نقش«کوزت» ایران درگذشت بانو ملکه رنجبر پیشکسوت سینما تلویزیون و تئاتر در سن ۸۱ سالگی در بیمارستان کسری پس از شش دهه نقش‌آفرینی و یک دوره بیماری سخت صحنه را بدرود گفت. پدر ایشان عبادالله رنجبر از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای ملکه رنجبر صحنه را ترک کرد بسته هستند

تسلیت

در روزهای دلهره و نگرانی‌ی پرواز بی‌خلبان drone و موشک‌بازی ایران و آمریکا درست موقعی‌که فکر می‌کردیم که مبادا دیوانه‌ای این بازی‌ها را جدی بگیرد و گلوله‌ای پرت کند به‌جایی که ناکسی از دو طرف بازی زخمی بردارد و موضوع … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای تسلیت بسته هستند

یادداشت فرج سرکوھی ۔ ۔ ۔ برای علی‌اشرف درویشیان

                  فرج-سرکوهی                                         علی‌اشرف-درویشیان نقل از صورت‌کتاب عزیز بیژن اسدی‌پور صمد که رفت من … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای یادداشت فرج سرکوھی ۔ ۔ ۔ برای علی‌اشرف درویشیان بسته هستند

وقتی که مرکز دنیا برای من رشت بود

نگاه محمدرشا بابایی به کار و بار بیژن اسدی‌پور!  

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای وقتی که مرکز دنیا برای من رشت بود بسته هستند

یاد یار مهربان آید همی

در فاصله‌ی زمانی که ارتباط ما با شما قطع بود دو دوست و همکار رسانه ما را ترک گفتند که جایشان واقعا خالی‌ست. منصور خورشیدی شاعر و منتقد خوب کشورمان در مصاف با سرطان شکست. خورشیدی شاعر پرکار و همسشه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای یاد یار مهربان آید همی بسته هستند

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای بسته هستند

به یاد فرامرز سلیمانی

فرامرز سلیمانی (۳ آبان ۱۳۱۹ – ۴ دی ۱۳۹۴) این‌ روزها جامعه‌ی ادبی‌ی ایرانیان خارج از کشور به طور اخص و مجموعه‌ی ادبیات مدرن داخل ایران به طور اعم یکی دیگر از اعضای فرهیخته و پر کار خود را از دست داده است. از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای به یاد فرامرز سلیمانی بسته هستند

چرا ادبیات؟

خورخه لوئیس بورخس  بورخس همیشه از این پرسش که “فایده‌ی ادبیات چیست؟” برآشفته می‌شد. او این پرسش را ابلهانه می‌شمرد و در پاسخ آن می‌گفت “هیچ کس نمی‌پرسد فایده‌ی آوازِ قناری و غروبِ زیبا چیست.” اگر این چیزهای زیبا وجود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای چرا ادبیات؟ بسته هستند