بایگانی دسته: یادداشت‌های پراکنده

کاش این هیولا هزار سر می‌داشت!

  «از صورت‌کتاب علی سرهنگی به یاد صمد برای سالگرد سفرش»    یک نکته ازاین معنی  یادداشتی از احمد شاملو  برای صمد بهرنگی . ……………………………کاش این هیولا هزار سر می‌داشت! . شهری است که ویران می‌شود‌، نه فرونشستن بامی ‌… … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

ما به یک ارغوان بی‌رمق آویزان شده‌ایم*

آمده در صورت‌کتاب پیرایه یغمایی   نوشته : پیرایه یغمایی الان بیش از دو هفته است که تمام رسانه‌ها پُر شده از سایه و مرگش، مرام سیاسی‌اش، توده‌ای‌گری‌اش، دنبال آخوندها افتادنش، محل دفنش ،تشییع‌اش، خاک سپاری‌اش، ارغوانش، خیلی خسته شدیم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

چترها یکی پس از دیگری باران می‌شد*

آمده در صورت‌کتاب محمدعلی شکیبایی   از: محمدعلی شکیبایی گفتم: صبر می‌کنم، تا صبور شوم. صبر کردم، و صبور شدم. صبوری پیشه‌ام شد. در عشق صبور شدم. در دوست داشتنَت صبر کردم. در ماه که خانه کردی، من صبر کردم. … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

زيست شاعر معاصر

نوشته:علی‌رضا نوری اگر زيست شاعر معاصر را بشود دوره‌بندی كرد، دوره‌ي اخير يعنی بعد از دی ٩٦ اسفناك‌ترينِ دوره‌هاست. همان كه آگامبن نام وضعيت استثنايي بر آن می‌گذارد. وضعيتي كه ماشین استبداد براي پيش‌برد اهدافش به آن پناه مي‌برد و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در مقاله, یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

یعنی‌ من‌ این‌جا می‌میرم‌*

 این نوشته در اینستاگرام خانم فرخنده حاجی‌زاده آمده: منیروی عزیز در سوگ “چوبک” می‌نویسد:   در شهر “سیاتل‌ آمریکا” ماهی‌ غریبی‌ است‌ به‌ نام‌ «سالمن‌» که‌ اندک‌ زمانی‌ بعد از تولد به‌ اقیانوس‌ می‌رود تا زندگی‌ کند و چند ماهی‌ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

فردا از آن مردم است*

علی سلیمانی نوشته‌ای از: علی سلیمانی   غروب روز سه شنبه‌ای بود. زمستان شصت و دو . یه هواپیما توی آسمون اون بالاها بود. به دوستم نادر گفتم اون هوا پیما رو می‌بینی، اگه فردا شب این موقع‌ها هواپیمای منم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در داستان, یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

و مرگ کاوه گلستان

  به روایت خواهرش لیلی گلستان —————————— گفتم: بابا، کاوه مرد! ✔️ کاوه عاشق عکاسی بود ولی پدرم هیچ‌وقت او را داخل استودیویش راه نمی‌داد. سر «اسرار گنج دره‌ی جنی» کاوه با پدرم کار کرد اما پدرم خیلی اذیتش کرد … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یاد بعضی نفرات, یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

فضل‌الله روحانی ادیبی انسان‌دوست

نوشته‌ی: بیژن اسدی‌پور   زنده یاد فضل الله روحانی  پانزدهم فوریه ۲۰۲۲ دوست نویسنده و پژوهشگر و شاعرمان فضل‌الله روحانی در ‌لس‌آنجلس برای همیشه ما را ترک کرد. او متولد کازرون به سال ۱۳۱۹ خورشیدی بود. دو بار ازدواج کرد و از همسر اولش دو … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یاد بعضی نفرات, یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

بافت‌زدایی از متن

متأسفانه نام و تصویر نویسنه‌ی این مطلب را در اختیار نداریم. از دوستان اگر کسی این اطلاعات را در اختیار دارد برای رسانه ارسال دارد.                    ممنون  رسانه   یکی از شیوه‌های … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

نام شهرهای گیلان

مطلب پایین را جالب دیدم! گفتم به‌اشتراک بگذارم که اگر شما هم در مورد اسامی صحیح شهرهایی که در آن زندگی می‌کنید و یا با آن‌ها آشنا هستید را برای ما بفرستید تا به اطلاع علاقمندان برسانیم.    رسانه فروغ … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

«یاد عزیز یک عزیز»

  کانون نویسندگان ایران kanoon nevisandegane iran   متن زیر را رضا خندان (مهابادی) سال ۱۳۹۷ در زادروز علی‌اشرف درویشیان نوشته است. از این دو مدافع آزادی بیان، یکی درگذشته و دیگری (رضا خندان) نزدیک به یک سال است که … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

نمی‌توانست زیبا نباشد

  احمد شاملو   برداشت از صورتکتاب شهاب مقربین  ۱۹ جولای ۲۰۱۹ نوشته‌ای از: شهاب مقربین    برداشت از صورتکتاب شهاب مقربین  ۱۹ جولای ۲۰۱۹   این مطلب سال‌ها پیش در روزنامه‌ی کارگزاران چاپ و در سایت تخصصی شعرِ «وازنا» … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

انبوهی از کلمات از جان نویسندگان و شاعران این سرزمین*

آرش نصرت‌اللهی یادداشتی از: آرش نصرت‌اللهی عکسِ کناره‌ی میز کار من است که همیشه کنار من است. انبوهی از کلمات که از جان نویسندگان و شاعران این سرزمین به من رسیده است. صبح امروز را با جریان بی مایه‌ای در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

سارق‌نامه

ارسال شده در شعر دیگران, یادداشت‌های پراکنده | پاسخ دهید:

روایت یک مصاحبه با احمد شاملو

احمد شاملو و آیدا شاملو نقل از صور‌کتاب خانم سوسن آزادی يكى دو ماه پيش از مرگ شاملو، برادرم كاوه به من خبر داد كه قرار است براى تلويزيون سوئد با شاملو مصاحبه كند. سو’الات را به شاملو داده بود … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای روایت یک مصاحبه با احمد شاملو بسته هستند

ماجرای یک عکس از اردشیر محصص

اردشیر محصص هیجدهم شهریور ۱۳۱۷ ـ هیجدهم مهر ماه ۱۳۸۷ یک‌روز هم «اردشیر محصص» [به آتلیه] آمد. طبق روال کارم از او در چهار حالت مختلف عکس گرفتم. خودم فقط از یکی رضایت داشتم ولی او خوشش نیامده بود و … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌ها برای ماجرای یک عکس از اردشیر محصص بسته هستند