Music
- :شمارش معکوس تا تحويل سال 1391 شمسي:
in 26 days, 11 hours, 59 minutes, 8 seconds
- :شمارش معکوس تا تحويل سال 1391 شمسي:
-

-
-
نوشتههای تازه
-
دفتر هنر ویژهی توفیق منتشر شد

دفتر هنر را میتوانید از طریق رسانه ابتیاع کنید

در صورت تمایل به معرفی مجموعهی شعرتان در این بخش از رسانه یک نسخه ازآنرا به نشانیی زیر برای ما ارسال نمائید.
Rasaaneh P.o.Box 562 Cool CA 95614 USA
دوستان گرامی
از شما که علاقهمندید با درج کارهای ادبی و هنریتان و نیز اخبار و اطلاعات تازه در رسانه شرکت کنید آنها را به نشانیی
habib@rasaaneh.com
و با فرمتWord
برایمان ارسال کنید تا در صورت امکان در اینجا منتشر کنیم.
الف مثل باران را از رسانه بخواهید.
بررسی کتاب را میتوانید مشترک شوید. تلفن تماس ۱۳۱۰۲۶۶۶۱۳۱ نشانیی اینترنتیی mail@persianbookreview.com
لازم به یادآوریست که بررسی کتاب تنها نشریهی برگزیدهایست که در دوسال گذشته آثار منتخب برندگان جوایز داستانهای کوتاه صادق هدایت را منتشر میکند.


آخرین دیدگاهها
- سیمای آبی در ارتباط
- tahere derakhshan در دیدار با (فرشته ساری)
- جلیل بهار در او ديگر در اين «خانه» نيست
- سیمای آبی در یادداشتهای شخصی(همگی رفتند)
- MASYi در شبهای شعر گوته
بایگانی
- فوریه 2012
- ژانویه 2012
- دسامبر 2011
- نوامبر 2011
- اکتبر 2011
- سپتامبر 2011
- آگوست 2011
- جولای 2011
- ژوئن 2011
- می 2011
- آوریل 2011
- مارس 2011
- فوریه 2011
- ژانویه 2011
- دسامبر 2010
- نوامبر 2010
- اکتبر 2010
- سپتامبر 2010
- آگوست 2010
- جولای 2010
- ژوئن 2010
- می 2010
- آوریل 2010
- مارس 2010
- فوریه 2010
- ژانویه 2010
- دسامبر 2009
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- آگوست 2009
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- می 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- سپتامبر 2007
دستهها
- CD
- Uncategorized
- آرشیو عکس ایران
- با صدای شاعر
- با هدایت از هدایت
- داستان
- در یک صفحه با یک هنرمند
- درهم و برهم
- دیدار با یک شاعر
- رقص و ترانههای ایرانی
- روی موج کوتاه
- زیر سایهی شما
- سرفصل
- شعر
- شعر دیگران
- شعر شاملو
- شعر شناسنامه
- شعر فرانو
- صدای دفتر هنر
- صدای شعر دیگران
- طرحها و نقاشیها
- عکس روز
- عکسهای قدیمی
- لحظات همیشه ماندنی
- مشاهیر جهان
- مصاحبه
- مقاله
- ملانصرالدین
- میگویند
- نامه
- نقد داستان
- نقد شعر
- ویدیو
- کلثوم ننه
- کوتاهها
- گزارش
- یادداشتهای شخصی
- یادداشتهای پراکنده
اطلاعات
پیوندها
آوای آزاد- مهدی اخوان ثالث
اسماعیل خوئی
انجمن فروغ-فروغ فرخزاد
ایرانیان.کام-جهانشاه جاوید
تماشا و حیرت-اصغر واقدی
خانه ی شاعران جهان-احمد شاملو
دفتر هنر- بیژن اسدی پور
نوشتههای جواد مجابی
شمس لنگرودی
لقمان ادهمی
ملکوت- یداله رویایی
پادگست شعروفون- لیلا فرجامی و مانا آقایی
آنات- سایت تخصصی شعر کوتاه ایران و جهان
وازنا- کارنامه
کتابخانهی گویا- گیتی مهدوی
گزیده هایی از نیما-مهدی سهرابی
حسین منصوری از فروغ میگوید
قلمانداز- محمد صادقی
سایت آی آدمها- شعرهای حبيب شوکتی
سایت محمد صدیق
نشریه تخصصی شعر یانوس
بایگانی دسته: یادداشتهای شخصی
یادداشتهای شخصی
متأسفانه موفق نشدیم در این شماره، یادداشت شخصیی دوست عزیزمان محسن صبا را به علت گرفتاریهای شخصی ایشان داشته باشیم. امیدواریم همه چیز برایشان خوب باشد و ما بتوانیم در شمارههای آینده از سلسله یادداشتهای جالب و خواندنیی ایشان بهرهمند … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی(همگی رفتند)
ازآن سموم که بر طرف بوستان بگذشت عجب که رنگ گلی ماند و بوی یاسمنی (حافظ ) . در اوایل دههی چهل که هنوز بیست سالم نشده بود فقط یک خانهی امید میشناختم که در کوچهی شیرزاد، ضلع جنوبیی کافهی شهرداری بود. اغلب عصرها از تجریش راه میافتادم و سر چهارراه پهلوی از کرایه پیاده میشدم و قدم زنان از زیر خوشههای آویزان پیچهای امینالدوله تا در آن خانه میرفتم. دغدغهی آن روزهای من بیشتر تئاتر بود و با چند تن از … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
3 دیدگاه
یادداشتهای شخصی( دایره ناتمام عشق )
ما به صد خرمن پندار ز ره چون نرویم چون ره آدم بیدار به یک دانه زدند (حافظ ) در میخانه را با تنه فشار دادم و داخل شدم. تاریکی چنان بر چشمهای معیوب من گران آمد که لحظهای ایستادم تا سوسوی چراغهای کوچک رنگین با بینایی من کنار بیاید. پیش که رفتم و در پشت جمع نشستهها … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی( احوال ناخوش ایام)*
در شمارهی گذشتهی «رسانه» متأسفانه نتوانستیم «یادداشتهای شخصی»ی آقای محسن صبا را داشته باشیم. برای مطلب این شماره هم نگران رسیدن یا نرسیدن مطالب ایشان بودم لذا چند ایمیلی به آقای صبا زدم و جوابی که ایشان دادند به خواست … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی (از سالهای دور حکایت) با یادی از کاظم رضا
در نیمهی دوم دههی چهل ادارهی نظام وظیفه کلیهی مشمولان وظیفهای را که متولد ۱۳۲۳ و یا ۱۳۲۴ بودند و قبلا مشمول عفو شده بودند غایب اعلام کرد و به سربازی فرا خواند. اگر کسی هنوز از آن معافیهای بخشودگیی آن زمان را داشته باشد میتواند ببیند که طبق فرمان متولدین ۱۳۱۲ الی ۱۳۲۴ مشمول بخشودگیی شاهانه قرار گرفتهاند ولی دو سال آخر را دستور اجرا ندادهاند. و البته ندادند که ندادند. چه می شد کرد؟ در روزگاری که هزار وعدهی خوبان یکی … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
یک دیدگاه
یادداشتهای شخصی(غرب وحشی)*
این آقای ” علیرضا مرتضوی ” را بنده هم نمیشناسم ولی یکی از عزیزان من معمولا هفتهای دو سه بارمطالبی از وبلاگ او را برایم فوروارد میکند که نشان از درک و دید متفاوت اواز قضایا دارد. یک وجه انتقادیی ملایم هم نسبت به امریکا دارد که چون بنده هم هنوز ” غرب وحشی ” را چندان ”اهلی” نمیدانم از آن بدم نمیآید. یک بار یادم میآید داروخانههای امریکا را دست انداخته بود که برای رسیدن به دارو و درمان باید یک مسیر طولانی را از وسط کارتونهای … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی (احمدرضا از هفتاد گذشت)
در بارهی طنز دوست دیرین من احمدرضا احمدی خیلیها حرفها زدهاند اما هیچکس این را نگفته است که خود احمدرضا احتمالا اشراف کاملی بر طنز خود نداشته است. به عبارت دیگر طنزهای احمدرضا روی دیگر سکهی شعرهای برآمده از تخیل کم نظیر و تلخ او بوده است. مثل ترازویی که بر شاهین خود مثل یک بندباز تعادلش راحفظ میکرده است. دو سر راستایی که یک سرش بر نوشته متکیست(هر چه باشد، پشت کبریت یا که روزنامه )، و آن سر دیگر که عمومأ با باد میرود و … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
یادداشتهای شخصی(زنگ تفریح الهیات)
این روزها که موضوع پیغمبری و جانشین امام بودن یکی از داغ ترین اخبار جمهوری اسلامی ست، چیزی که به کل از یاد سقطالاسلامها رفته است (با ثقهالاسلام اشتباه نشود ) پیدا کردن جانشینی برای خداوند متعال است. آدمی انتظار دارد که تمساحهای کویر و باقیماندههای دایناسورهای دوزخی که همچنان با دندان مصنوعی به شکار اشتغال دارند به خود بگویند: کی به کیه ؟ ما که تا این جاش آمدیم این یکی هم روش. البته این قبا فقط به تن سید علی آقا میبرازد که امتحان اولی را … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی( رنجهای از سرک کشیدنها)
یکی از خصوصیات منفیی تاریخیی مردم ما- بدون رودربایستی- ضدیت بیدلیلیست که با کسانی نشان دادهاند که به اصطلاح آدمهایی private بوده اند. این موضوع حتی در جامعهی ما کودکان و نوجوانانی را هم که با نسل خود متفاوت هستند در بر میگیرد و البته نخسین خصم آنها نیز خانوادهی خودشان هستند. یونگ از جوامعی یاد میکند که والدین ابله فرزندی را که با بقیه فرق میکرده است به علت این که خطری برای خود میدیده اند دستی دستی به کشتن میدادهاند. … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی (ابلیس ای خدای بدیها تو کیستی؟)
قدیمیها میگفتند که عقرب کاشان هر کسی را بگزد صبح فردایش از دور به تماشای تشییع جنازه می نشیند. حکایت این سریال سوپر ابلهانهی “ پنج کیلومتر تا بهشت ” که به مناسبت ماه رمضان از سیمای امالقرای اسلام پخش شد من را به یاد آن مثال انداخت. حالا چرا؟ این که اصل فکر از روی فیلم بی ارزش آمریکایی ghost به سرقت رفته بود و یک نموره رنگ و لعاب اسلامی گرفته بود به کنار، تا آن جا که من اطلاع دارم بشر به کمک علم موفق شده فاصله ی زمین تا اورانوس را هم کشف کند، … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
یادداشتهای شخصی (امریکا، امریکا)
وقتی عیسی به ناصره بازگشت دید که شهر با گذشته فرق کرده است و همه جا را لهو و لعب فرا گرفته است. مردی را دید که در گذر عام جیببری میکرد، پیش رفت وبه شانهی او زد و گفت: این چه کاریست که تو می کنی؟ مرد بر گشت و عیسای ناصری را شناخت و گفت: یادت نمی آید؟ من از بدو تولد دست و انگشت نداشتم و تو به من آنها را دادی؟ چه کار دیگری از من ساخته است؟ عیسی نگاهی از سر نومیدی به او انداخت و بی آن که چیز دیگری بگوید دور شد. جای دیگر مردی را دید که بر سر راه زنها ایستاده بود و با آنها که در حال عبور بودند ور میرفت. عیسی به او نیز نزدیک شد و او را نیز مورد شماتت قرار داد. آن … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی ” اندر معایب سرگرمی “
شارل بودلر شاعر بزرگ فرانسه گفته است: سختترین کارها سرگرم کردن خود است و به همین دلیل نوشتن شعر همیشه برای من این همه مشقتبار بوده است. برای آدمی مثل من که بودلر نبوده است خود را سرگرم کردن در روزگار جوانی با تماشای ” فیلمفارسی” تامین میشد. با یکی دو نفر از دوستان به سینما … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
2 دیدگاه
یادداشتهای شخصی (تهران ، طهران )
دکتر سید حسین نصر در کتاب مصاحبهی طولانیی خود با پسر خالهی جوانترش رامین جهانبگلو که بسیاری از سوالها را البته خود ایشان از خود پرسیده است جایی تعریف میکند که نام ” سهروردی “ را او به درخواست همسر شاه به جای خیابان ” فرح ” برگزیده است. یعنی روزی ملکه از او میپرسد چه نامی را به جای ” فرح ” از میان نامداران ایران مناسب آن خیابان میداند و دکتر نصر میگوید شاعران ایران سهم خود را گرفتهاند و تنها بزرگان فلسفهی ایران در این میان بینصیب ماندهاند که بهتر است با نام شیخ اشراق ” سهروردی “ شروع شود. و این گونه است که نامهای ” میرداماد ” و شاگرد نامدارش … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی (جنس دوم)
این که ایران پس از اسلام از کی تبدیل به سرزمین تکجنسیتی شد و مردان از چه زمانی صاحب کالایی به نام زن شدند خیلی روشن نیست. تنها میدانیم در یک قرنی که گذشت ابتدا مردی از راه رسید که به توسط مأمورانش خواست چادر را … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی_ طغرل، طغری، طغرا _
(از دفتر فرضیات ) ————– غلطخوانی بعضی از حروف الفبا گاهی یک واژه را در گذر زمان به چنان مکانی میبرد که معمولا از نهادن اولین خشت کج معماران حاصل میشود. مثلا وقتی شاهجهان پس از مرگ ملکهی ایرانی خود”ممتاز محال” ( مادر دارا شکوه ) مقبرهی باشکوهی به یاد او بنا کرد زبان هندیها مثل معمول سر حروف گیر افتادند و مقبرهی دردانهی قصر( = ممتاز محال ) که هنگام زاییدن پانزدهمین فرزند شاهجهان از دنیا رفته بود تبدیل شد به … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
دیدگاهتان را بنویسید
یادداشتهای شخصی(صحبت حکام ظلمت شب یلداست )
جایی خوانده بودم که یک خلبان نیروی هواییی ایران که در آغاز حملهی صدام به تازگی از زندان جمهوریی اسلامی آزاد شده بود در پاسخ به یک خبرنگار غربی که انگیزهی او را برای جنگیدن در مقابل ارتش عراق مورد تردید قرار داده بود گفت: شک نکنید! چون اولین باری که از عربها شکست خوردیم مسلمانمان کردند. بلای دیگری را تحمل نمی کنیم . این پاسخ … ادامهی خواندن
ارسال شده در یادداشتهای شخصی
یک دیدگاه
