Music
-
-
نوشتههای تازه
-
دفتر هنر ویژهی توفیق منتشر شد

دفتر هنر را میتوانید از طریق رسانه ابتیاع کنید

در صورت تمایل به معرفی مجموعهی شعرتان در این بخش از رسانه یک نسخه ازآنرا به نشانیی زیر برای ما ارسال نمائید.
Rasaaneh P.o.Box 562 Cool CA 95614 USA
دوستان گرامی
از شما که علاقهمندید با درج کارهای ادبی و هنریتان و نیز اخبار و اطلاعات تازه در رسانه شرکت کنید آنها را به نشانیی
habib@rasaaneh.com
و با فرمتWord
برایمان ارسال کنید تا در صورت امکان در اینجا منتشر کنیم.
الف مثل باران را از رسانه بخواهید.



آخرین دیدگاهها
- ع.سهرابی در یاداشتهای شخصی"یادداشتهای روزانهی نیما یوشیج" و نقد کاظم سادات اشکوری بر آن
- محمدعلی شکیبایی در ایرج زهری، کارگردان و کارشناس تئاتر ایران درگذشت
- مهتاب در با صدای احمد شاملو
- باقی در با صدای حسین منزوی
- باقی در با صدای حسین منزوی
بایگانی
- می 2012
- آوریل 2012
- مارس 2012
- فوریه 2012
- ژانویه 2012
- دسامبر 2011
- نوامبر 2011
- اکتبر 2011
- سپتامبر 2011
- آگوست 2011
- جولای 2011
- ژوئن 2011
- می 2011
- آوریل 2011
- مارس 2011
- فوریه 2011
- ژانویه 2011
- دسامبر 2010
- نوامبر 2010
- اکتبر 2010
- سپتامبر 2010
- آگوست 2010
- جولای 2010
- ژوئن 2010
- می 2010
- آوریل 2010
- مارس 2010
- فوریه 2010
- ژانویه 2010
- دسامبر 2009
- نوامبر 2009
- اکتبر 2009
- سپتامبر 2009
- آگوست 2009
- جولای 2009
- ژوئن 2009
- می 2009
- آوریل 2009
- مارس 2009
- فوریه 2009
- ژانویه 2009
- دسامبر 2008
- نوامبر 2008
- اکتبر 2008
- سپتامبر 2008
- آگوست 2008
- جولای 2008
- ژوئن 2008
- می 2008
- آوریل 2008
- مارس 2008
- فوریه 2008
- ژانویه 2008
- دسامبر 2007
- نوامبر 2007
- سپتامبر 2007
دستهها
- CD
- Uncategorized
- آرشیو عکس ایران
- با صدای شاعر
- با هدایت از هدایت
- داستان
- در یک صفحه با یک هنرمند
- درهم و برهم
- دیدار با یک شاعر
- رقص و ترانههای ایرانی
- روی موج کوتاه
- زیر سایهی شما
- سرفصل
- شعر
- شعر دیگران
- شعر شاملو
- شعر شناسنامه
- شعر فرانو
- صدای دفتر هنر
- صدای شعر دیگران
- طرحها و نقاشیها
- عکس روز
- عکسهای قدیمی
- لحظات همیشه ماندنی
- مشاهیر جهان
- مصاحبه
- مقاله
- ملانصرالدین
- میگویند
- نامه
- نقد داستان
- نقد سینما
- نقد شعر
- ویدیو
- کلثوم ننه
- کوتاهها
- گزارش
- یادداشتهای شخصی
- یادداشتهای پراکنده
اطلاعات
پیوندها
آوای آزاد- مهدی اخوان ثالث
اسماعیل خوئی انجمن فروغ-فروغ فرخزاد
ایرانیان.کام-جهانشاه جاوید
تماشا و حیرت-اصغر واقدی
خانه ی شاعران جهان-احمد شاملو
دفتر هنر- بیژن اسدی پور
نوشتههای جواد مجابی
شمس لنگرودی
لقمان ادهمی
ملکوت- یداله رویایی
پادگست شعروفون- لیلا فرجامی و مانا آقایی
آنات- سایت تخصصی شعر کوتاه ایران و جهان
وازنا- کارنامه
کتابخانهی گویا- گیتی مهدوی
گزیده هایی از نیما-مهدی سهرابی
حسین منصوری از فروغ میگوید
قلمانداز- محمد صادقی
سایت آی آدمها- شعرهای حبيب شوکتی
سایت محمد صدیق
نشریه تخصصی شعر یانوس
بایگانی دسته: داستان
نقطه وصل
از: محمود راجی پیرزن فکر میکند، بعد دوباره آلبوم را ورق میزند تا شاید عکس دیگری از آن مرد بیابد، که نمیبیند. بعد دوباره به همان عکس قبلی برمیگردد و دوباره سئوالش را تکرار میکند. پسرک چیزی نمیگوید و … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
پایاب
اخیرأ بیست و چهارمین شمارهی دوفصلنامهی فرهنگی و هنری پایاب منتشر شد. این شماره نیز مانند شمارههای دیگر این نشریهی ارزشمند اختصاص به یک شخصیت ادبی داده شده است. هنرمند انتخاب شدهی این شماره، داستاننویس چیرهدست مجید دانشآراسته است که … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
سالها بعد
تو این آقای راننده را میشناسی.همان نگاه اول شناختیش. اسمش آقا رضاست..رضا سیاه .. رضا بندری..او-اما-هنوز تو را به جا نیاورده. حق دارد. توی خواب هم نمیدیده که یک روز تو را این ریختی ببیند. با این مانتو واین … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
از پشت شیشه
من انار را دان نمیکردم. با چاقو پوستاش را خط میانداختم و با دست میشکستم که چهار پَرَش باز شود و دانههای سرخ و شفّافاش از میان پرّههای نازک سپید، تورفته و برآمده، دهان تو را آب بیندازد. با این … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
انتظار
از کتاب انتخاب آزاد نشر همراه ۱۳۸۴ دیگر تمام شد . حالا با خیال راحت بدون این که از خیابان به پنجرهی خانهات نگاه کنی ، میتوانی بالا بیایی. اگر هم نگاهت اتفاقی به اینجا افتاد دیگر هیچ کس … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
دو زن زیبا
نوشته: آرام روانشاد شناختمش، با همان نگاه اول شناختمش. بعد از هجده سال همان برق نگاه را داشت. تا چشم بدزدم از نگاهش و رو كنم به منشی شركت كه نشسته بود پشت ميز و با لبخندی ساختگی نگاهم میكرد، … ادامهی خواندن
نه سنگی، نه گوری
داستان دوازدهم نوشته:عشرت رحمانپور چمدان را گذاشت لب جدول و نشست روش. سرما سرماش شد و قوز کرد توی خودش و شال را کشید جلوی دماغ و دهانش. دم صبح بود و کمکم سر و کلۀ آدمها توی خیابان پیدا … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
ماجرای کفشهای پاشنه بلند من
با اولین سیلی گیج شدم. احساس کردم همه چیز را برعکس میبینم. بهزاد داد میکشید و باز هم مرا میزد. هر چه التماسش میکردم، انگار نه انگار. تا به حال چنین رفتاری از شوهرم که چند سال بود با هم … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
مقبره ی متروک پائولا شولتز
نویسنده : حمید پاک نیا باید گفت که هیچ رویدادی به اندازهی خاکسپاری نابهنگام هراس آور نیست که به راستی با بیشترین نابهسامانیها و پریشانیهای تن و روان همراه است. فشردگی شکیبایی ناپذیر ششها، چسبناک شدن جامه خاک … ادامهی خواندن
زنگها آبستناند
داستان یازدهم نوشته: حمزه بَرمَر طوری بوی دود سیگار در هوای راکد خانه ماسیده بود که انگار تمام طول روز سیگار کشیدهاند. صدای زنگ تلفنی که روی میز کوچک اتاق نشیمن قرار داشت قانون سکوت ظهرگاهی را شکست. داخل اتاق … ادامهی خواندن
ماتريسها
داستان هشتم نویسنده: مریم جوادی همين که زن دايی گفت: «کاسهها تو صندوقه، يکی…» از بالکن بلند گفتم: «من میيارم.» به محض ورود رفته بودم آن بالا، به بهانهی امتحان رياضیی هفتهی آينده، کتاب را گرفته بودم دستم و از … ادامهی خواندن
مدرنوار
نوشته: علی پاینده جهرمی هال که کلاسیکهای پرتعلیق ما را کسی نمیپسندد، امروز میخاهیم داستانی ببافیم، مدرن، پست مدرن، شاید هم مافوق پست مدرن. میخاهیم از عمق کلاسیک، از اعماق آتش کنار خلوت شبانگاهی اجدادمان بر کنارهی قار فسیل تاریخ، … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
دوچرخه
داستان هفتم نویسنده: الهام نظری از مامان خوشگلتر بود. چون دو تا آينه قرمز كنارش داشت. ولی مامان هيچوقت قرمز نمیپوشيد. بابا گفته بود اگه خوب ياد بگيری میتونی باهاش همه جا بری. مامان هر جايی با من نمیاومد . … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
كاركردن من و خوردن آهو
داستان هشتم نویسنده: فرزانه ابراهيمی يكی بود يكی نبود. شايد آن يكي هم نبود! شايد هم ده تا بود. حالا اصلا مهم نيست چندتا بود چندتا نبود مهم يك تكه مرتع بود كه توی اين زمين گل و گشاد برای … ادامهی خواندن
دروازه غار
نویسنده: فرزین فرزام ……………………………………………………………………..(برای کودکان دروازه غار به ویژه مرتضی که جسدش در جوب پیدا شد.) داستان پنجم نیمهشب است. جز او کسی در خانه نیست. قاسم متقالیِ جُندآباد سرش را از روی زانو برمیدارد، عرقگیر را از سر … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید
داستانِ بندپایان
داستان ششم نویسنده: حبیب کرمی دو تله موش از توی کولهام بیرون میآورم و زیر تخت میگذارم ، حشرهکش را هم بعد از اینکه تلویزیون سر نیم ساعت خاموش شد زیر کاناپه پنهان کردم، در همین این یکی دو دقیقه … ادامهی خواندن
ارسال شده در داستان
دیدگاهتان را بنویسید