کلاف‌های پیچ در پیچ احساس و عاطفه*

هوشنگ رئوف- سلبی ‌ناز رستمی

بررسی آثار هوشنگ رئوف / به قلم خانم سلبی ناز رستمی
روزنامه آرمان چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه ۹۳/ بخش دوم

عناصر سبکی برگزیده: شاعر گاهی در اثنای کلامش می‌کوشد لغتی را بر لغات دیگر که البته‌‌ همان معنا را افاده می‌کند، ترجیح دهد به طوری که بی‌هیچ شک و شبهه‌ای بر شعرش نیز تاثیر بگذارد. «اینجا سیاهان/ مثلِ زغال‌های وارداتی/ روی قلیان خلیفه‌ها/ خاکستر می‌شوند… / از مجموعه اشعار «نبض گلوی تاک» /۹۱». که البته در این بند می‌توان «خاکستر» را به صفتی دیگر مثلِ دودآلود و… مقید کرد. اما جانشین کردن زغال‌های وارداتی در حقیقت روشی برای پوچ و هیچ جلوه دادن سیاه پوستانی است که هنوز در چرخ سخت نژادپرستی عرب‌های شکم‌باره خرد و خمیر می‌شوند. «بر گورها/ زنان پیر سال/ شبیه سیاه چادراند/ که از دور می‌بینی/ نوای محزون مویه/ از مالگه‌های ایلی در عزا/ از مجموعه اشعار «ناز گلو خوانده‌ای» /۵۵». عناصر سبکی که مخصوص خود رئوف است به وضوح نشان می‌دهد که چقدر خوب توانسته با زبانی ساده و ملموس، فضای بیرون و درون ذهن پیرزنی را که می‌تواند رابطه‌ نزدیکی در آن واحد با مرگ داشته باشد به تصویر کشد. تصاویر قدرتمند که حاصل کاربرد خاص واژگانی مثلِ «از مالگه‌های ایلی در عزا» و نمونه‌های دیگری که می‌تواند به کمک شاعر آید. رئوف با امنیت از کلمات سعی می‌کند که فضاسازی با قدرت و مخیل شاعر پیش رود. توصیف‌ها جاندار با چاشنی موفقی که بتواند بر ذائقه‌ مخاطب تأثیری ژرف گذارد. ترسیم فضا‌ها و عناصر حاکم بر آن نیز بار عاطفی کلامش را افزایش می‌دهد. د) اطناب/ ایجاز: می‌دانیم که اطناب و ایجاز در دو سطح مورد بررسی قرار می‌گیرد. سطح اول توجه به کل اثر و سطح دوم با توجه به واحد کلام. یعنی جمله که البته در شعر بند حائز اهمیت است. تمام آثار رئوف در کل از ویژگی ایجاز یا‌‌ همان فشردگی حجم مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. «کلمات/ ایستاده‌اند در صف/ تا شاعران/ راحت بخوابند/ در مرگ! / از مجموعه اشعار «جنون آب» /۶۷». و) اصوات: اصوات نیز جایگاه ویژه‌ای در آثار رئوف بر عهده گرفته است. در حقیقت چون شاعر در بطن طبیعت بکر زیسته، توانسته صدا وآهنگ‌هایی را براساس‌‌ همان ویژگی‌های زیست‌محیطی‌اش، با هر نوع ترنم دلنواز مددرسان فضایی طبیعی دراشعارش باشد. «شق شق آواز و/ شعر ناز ناز ِخرامیدن کبک را/ با هجای باروت تقطیع کرد/ بر سپیدی برف/ صیادی که در کمین‌گاه حافظ/ زمزمه می‌کرد/ از مجموعه اشعار «دوحنجره آواز» /۲۳». ه) بار عاطفی و اجتماعی: سبک رئوف در بازگویی کلاف‌های پیچ در پیچ احساس و عاطفه و همچنین برجسته نشان دادن مهربانی‌ها، درد‌ها، سختی‌های ناهموار، طبقات نامتعادل اجتماعی، اندیشه‌های افسار گسیخته و… که همه و همه در موقعیت‌های متفاوتی چنان در هم تنیده‌اند که گویی شعرش برای مخاطب سرشار از پتانسیلی است که از نظر علمی می‌تواند جریان گرم زندگی را توامان با زمختی‌های درشت آن و طبیعت درهم آمیزد. این لذت رویارویی در مجموعه اشعار «جنون آب» به قدری زیبا و لطیف نشسته است که انرژی حاکم بر آن چنان در آدمی نفوذ پیدا می‌کند که گویی تمام احساسات در آن واحد به چیزی به نام «عشق» ختم می‌شود. و عشق‌‌ همان سنگ صبوری است که به راز‌ها و نیازهای شاعر محک می‌خورد. «آفتاب گردان‌ها/ رو به پنجره ایستاده‌اند/ به تماشایت/ این گل‌ها هم مردد مانده‌اند/ بین تو و آفتاب! / از مجموعه اشعار «جنون آب» /۷۱».
۲- سطح ادبی: موقعیت‌های ادبی نیز بر اساس شرایط روحی ـ روانی شاعر با اثربخشی مضاعفی به سمت بستری می‌خزد که در آن نتیجه‌ باورهای شاعر در شعری اتفاق می‌افتد که آبستنی کلمات متجاوز نه تکرار شوند و نه از کلمه‌ای به کلمه‌ای دیگر سرایت نمایند، بلکه انرژی حاصل را یکباره خارج نمی‌کند. با این شگرد مخاطب را وادار به انتظار می‌کند تا هم به درک زیبایی رسد، لذت جوید، به کامیابی نزدیک شود و آنگاه در حظی عمیق چه از نظر بافت شعر و چه از نظر فرم به خلق آفریده‌هایی دست زند که این عصمت و عظمت در آیینه‌ نگاه شاعر عمیق و مواج‌تر می‌شود. چرا که هدف هر شاعری در ‌خلق آفرینش آثار هنری ـ ادبی، برانگیختن احساسات و عواطف مخاطب است و برای نیل به این هدف از امکانات موثری بهره می‌گیرد. الف) نفوذ در اشیا و پدیده‌ها:
شناسنامه‌ها به سرعت/ در سه برگ کوچک ورق می‌خورند/ طعم شیر/ غم نان/ و بوی خاک… / از مجموعه اشعار «نبض گلوی تاک» /۷۴». از این دست آفریده‌ها در تمام آثار رئوف به وفور یافت می‌شود. در حقیقت این رسوخ ریزبینانه در معناهای متفاوتی نیز قابل تاویل می‌باشند. چرا که انسان ِ مدرن امروز در پی تازگی خود با خویشتن را طوری بارگذاری کرده و انتشار می‌دهد که هیچ تفکری در همین راستا نمی‌تواند تمام ِخود را در مونوتنِ لحنی رومانتیک شاعر درگیر کند، مگر اینکه حتما به لذت حاصل از این تکنیک رسیده باشد. نه از رفتارهای سطحی و دم‌دستی در اشعارش خبری هست و نه اطوارهای بیانی ِ سنتی در اعاده‌ اشعارش نقش بازی می‌کند. ب) لحظه‌ها و نگاه‌ها: اشعار رئوف ساده و در عین حال عمیق می‌باشد. او با چنگ انداختن به ظرفیت‌های موجود در ادبیات توانسته شعری با دو نگاه خلق نماید. در نگاه اول؛ شعری که شاعر را به اقتضای شاعرانگی به عمق فضاهایی می‌کشاند که در آن رنگ‌ها، صدا‌ها، شکل‌ها همه با فکر و تدبیر خلق نشده‌اند، بلکه به طور اتفاقی جوهره‌ آن را از دل طبیعت و حتی از خود ِخویشتن اخذ می‌کند. به همین خاطر شعرش در یک نگاه، در یک منظر چیزی شبیه به یک عکس فوری‌ است. در نگاه دوم؛ شاعر پرده از میان بر می‌دارد و خود را خوب یا بد می‌بیند. به واسطه‌ همین عریانی شاعر شعر می‌شود و شعر شاعر. آنگاه با شعری ساده، روشن و زلال روبه‌رو می‌شویم که هر چه سادگی اشعار غافلگیر می‌کند به‌‌ همان نسبت نیز لایه‌های پیچ در پیچ زبان را به جوهره و ذات شعر نیز نزدیک‌تر می‌کند. شعری جاندار، تماشایی که حس لذت یک نقاشی را برای مدت‌ها در دوربین ذهنمان ماندگار می‌کند. ج-۱) طنز و تشبیه: یکی از عواملی که موجب کنش‌های تشبیه در شعر شاعران معاصر می‌شود‌‌ همان به کار بردن وجه شبه‌هایی هست که بین مشبه و مشبه‌به نوعی طباق یا تضاد رسیده باشد. در اشعار رئوف نیز ازاین نوع برجسته‌سازی‌های شکیل و زیبا به چشم می‌خورد. «پرنده‌ی خسته/ در صحاری سوزان/ خستگی را/ میل
لحظه‌ای فرود/ بر ترکه‌ای عمود می‌کند/ بین فراز و فرود/ لقمه‌ست/ در پیچ و تاب دهان ِ مار! / از مجموعه اشعار «دوحنجره آواز» /۲۰». در این شعر شاید در نگاه اول خالی از طنز باشد اما شاعر برای تحریک اندیشه و فکر مخاطب نوعی ناه‌خوانی با مشبه را می‌آفریند که انتظار برای این گزندگی و تلخی چیزی شبیه هیچ است. اما با نوعی هنجار و نوآوری در بیانش، مشبه را پرنده‌ای خسته در بیابانی گرم و داغ به تصویر می‌کشد که مارهای بیابان انتظارش را می‌کشند. این در حالی‌ است که شاعر پوزخند می‌زند به اینکه با داشتن بال و پر نمی‌تواند خود را از قضای مقدر شده دور نگه دارد. وفور تشبیهات تازه و بکر در اشعار رئوف بسیار متنوع عمل کرده است.

نقل از: صورت‌کتاب هوشنگ رئوف

*عنوان مطلب از درون متن توسط رسانه می‌باشد.

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.

این نوشته در نقد شعر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.