واژگان خانگی

واژگان خانگی10

شاعران این شماره: ناهید عرجونی، فاتمه فرهادی، معصومه یگانه، عابدین پاپی، منصور خورشیدی، غلامحسین نصیری‌پور، علیرضا نوری و رسول یونان

_____________________________

ناهید عرجونی3
یک شعر از: ناهید عرجونی

……………………………..از:  مجموعه‌ی (کسی از شنبه‌های ما عکس نمی‌گیرد)

جنگ 

 

جنگ تمام نشده است هنوز
هم‌رزمانت که مانده‌اند
باید برای زنده‌ماندن‌شان
عذر بیاورند
از کوچه‌ای به نام تو
باید 
طوری عبور کنم که مادرت
دست‌هایم را نبیند
در دست دخترم!

.
8

فاتمه فرهادی
یک شعر : از فاتمه فرهادی*

………………………………از مجموعه شعر: کلاغ‌ها را بپران

 

با این قدم‌ها که‌ تند تند رد می‌شوم از خودم
فراموش‌کار شده‌ام
می‌بایست برای کبوترهای عصر دانه‌ می‌خریدم
کتابی برای تنهایی‌ام
و از داروخانه‌ چسب زخم
برای زخم زبان‌هایت

اگر درنگ می‌کردم در چهره‌ی عابران
در رنگ‌های‌شان،
درنگ‌های‌شان
و بی‌خیالی غصه‌های دور
طعنه‌ می‌زدی به‌ سربه‌هوائی‌ام؟

دنج می‌شوم این گوشه‌
زل می‌زنم به‌ چشم‌ها
دست‌ها
و تجسم خالی تو
جشن می‌گیرم غمگنانگی‌ات را
تهی می‌شوم از صدایم
که‌ عاشق بود
و حرف‌ها را جویده‌تر می‌گویم ازاین پس
شاید بشنوی

 

 

معصومه یگانه
یک شعر از:معصومه یگانه

…………………………از: صورت‌کتاب شاعر

رد انگشت کشیده شود
روی جلد کتاب
روی قفسه‌های فلزی
صدای عطسه بپیچد
در حجم معلق کاغذها
و یک جفت شانه‌ی خمیده
پیدا شود در عمق نمور اتاق
ما با گچ و مداد رنگی
برای تمام مربع‌های لی‌لی
برای تمام شمعدانی‌های مادربزرگ
شعر کشیدیم اما
باز باران تمام ترانه‌ها را شست
از حیاط مادربزرگ
تمام خط‌ها را
خط‌های افق ترقوه‌ات
که همسایه را شاعر کرد
که کوچه‌باغ را
و در خاطرم نیست
که در کدام باران
خمید!
عمق تاریک‌تر از زهدان اتاق
یک جفت شانه‌ی خمیده
و تعلیق آخرین کاغذ:
که آفتاب روزی که آفتاب روزی که آفتاب روزی..

 


4
یک شعر از: عابدین پاپی

 

فصل ترنم داس است
و علف در امتداد برهنگی
قدم می‎زند
این باد
پای پیاده می‌آید
و به ملاقات برگی می‌رود
که در کهنگی‌ی سال
بستری است!

 

منصور خورشیدی3
یک شعر از: منصور خورشیدی

……………………………..از: صورت‌کتاب شاعر

با رقص امواج
در گذرگاه آب
تکثیر می‌شوی
چون شقایق وحشی
تا باران بلندی‌ها
تمام فاصله را
از آب وآینه
پر می‌سازد
خاکستر قبیله
به باد می‌دهی
با گرییان چاک
+
از کناره‌ی کدام سو
عریانی وقت
به آرامش حضور
بوسه می‌زند
روی وسعت ویرانه‌ها
سلطنت چشم
با چرخش مدام
روی هزار نقطه
در سیاهی آسمان
گم می‌شود
+
شب ، نمای ماه
بی آفتاب رابطه
گل می‌دهد
درکتف کوه
و نبض ستاره
با تفکر دریا
خیلی ساده
روی جلد هوا می‌تپد
هزار خطابه ی ناگاه
برای چشمان منتظر
فریاد می‌شود
در شیب تند علف‌ها

 

.غلامحسین نصیری‌پور8
یک شعراز: غلامحسین نصیری‌پور
..اد ناصری

……………………….از: مجموعه شعر صبح بنفشه

گنجشک 
دانه‌ای‌ست شیرین
                  در چشم سپیده‌دمان کرکس
و آدمی 
لقمه‌ای گزنده
             در غروب دهان مرگ

 

علی‌رضا نوری
یک شعر از: علی‌رضا-نوری

…………………………از کتاب: دلقک‌ها گریه می‌کنند

 

جای تو در شاهنامه خالی‌ست
لابه‌لای بیت‌ها
دنبال مرگ بگردی
زیبایی‌های زندگی را نشان‌اش دهی
اگر شد دلش را ببری
خلاصه سرش را گرم کنی
تا نوشدارو برسد.
.

رسول یونان2
یک شعر از: رسول-یونان

هیچ

 

گاهی وقت‌ها
در پیاده‌رو که قدم می‌زنم
شعرها هجوم می‌آورند
دوست دارم
زود به خانه برسم
آن‌ها را بنویسم
امّا وقتی به خانه می‌رسم
هیچ اتفاقی نمی‌افتد
فقط
پیاده‌رو
در
خانه‌ام چرخی می‌زند و
از پنجره به خیابان می‌ریزد!

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.

این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.