تازه‌سازی طرح‌واره‌ای در شعر زنان

نوشته‌ی لیلا صادقی

نقل از سایت لیلا صادقی
جهان ممکن و ناممکن

*

شعر «نقش» از کتاب «سفر به انتهای پر» اثر رویا تفتی در سال ۱۳۹۱ است که به نظر می‌رسد طرح‌واره‌ی مفهومی و زبانی در این شعر تازه می‌شود. براساس این شعر، طرح‌واره‌های «تلسکوپ هابل»، «زندگی زناشویی»، «جنگ»، «باغبانی»، «کتبیه» و بسیاری از طرح‌واره‌های دیگر با یکدیگر تلفیق می‌شوند و در هربار تلفیق، یک لایه‌ی معنایی افزوده می‌شود و این ویژگی سبکی شاعر می‌تواند تلقی شود.
در هر یک از سطرهای شعر، یک طرح‌واره فعال می‌شود و به طرح‌واره‌ی بعدی متصل می‌شود، بدین شکل که در سطر اول، راوی کنار یک تخته سنگ می‌خوابد. در سطر دوم، با آمدن طرح‌واره‌ی بعدی، ابهام معنایی ساخته می‌شود، بدین‌گونه که پشت آن سنگ یا فرد سنگر می‌گیرد. در سطر سوم، یک لایه به ابهام معنایی افزوده می‌شود، یعنی راوی به آرزوهایش شلیک می‌کند تا مانع رفتن آن‌ها شود، راوی آرزوها را شکار می‌کند، آرزوها از خلال رابطه‌ی راوی با فرد/سنگ تخریب شده‌اند و راوی برای شکار آرزوها به فرد/سنگ شلیک می‌کند.

رویا تفتی

رویا تفتی

هر شب کنار یک تخته سنگ می‌خوابم
گاهی سنگر می‌گیرم پشت آن
تا به پای آرزوهایی که می‌روند شلیک کنم
در سایه‌اش تخم باد می‌کارم
سرزده گلبرگ‌هایش را یکی یکی می‌شمارم

در سطر چهارم، ابهام معنایی دوچندان می‌شود و یک طرح‌واره‌ی جدید به طرح‌واره‌های قبلی متصل می‌شود به طوری که همه‌ی معانی قبلی به‌علاوه‌ی طرح‌واره‌ی جدید در هم ضرب می‌شوند. راوی در سایه‌ی سنگ یا در سایه‌ی آرزوها تخم باد می‌کارد. تخم باد کاشتن، کار بیهوده کردن است و راوی تخم باد می‌کارد، یعنی نمی‌تواند مانع رفتن آرزوها شود. باد نیروی برنده است و تخم باد کاشتن باعث ایجاد باد برای بردن است، و اینگونه تقابل میان رفتن و نرفتن شکل می‌گیرد:
می‌غلتد با دقت تمام
سنگی که در سینه‌ام است
گویی پشت و پهلو و گوش و کنارش یکی ست
نظیرش را تا توی آلبوم بی‌نظیر هابل هم ندیدم
هوایش کنم
گریه می‌اندازدم
یقیناً سنگی‌تر از آنی‌ست که در عکس بیفتد
در سطح مفهومی، وجود شخصیت‌های متکثر برای سنگ و نه فرد به نوعی تازه‌سازی است. بدین معنا که به‌جای اینکه فرد تجلی‌های مختلفی داشته باشد و یکی از آن‌ها سنگ بودن باشد، سنگ تجلی‌های متفاوتی دارد و یکی از آن‌ها فرد بودن است. درواقع تمام موقعیت‌های ممکن برای سنگ از جمله سنگر، سنگ‌ریزه، کتیبه، سنگی که در کمان پرتاب می‌شود، سنگینی سنگ به صورت یک صفت انتزاعی مانند سنگینی چیزی در دل، خواب سنگین،…، کوه سنگی قاف و غیره به‌واسطه‌ی تازه‌سازی طرح‌واره‌ی زبانی ساخته می‌شود و به چندمعنایی در سطح مفهومی و زبانی می‌انجامد.
در هر حال سنگ‌ها روی زندگی‌ام نقش برجسته‌دارند
در نهایت، جنبه‌های مختلف سنگ به جنبه‌های مختلف زندگی راوی تبدیل می‌شود که معشوق یکی از آن جنبه‌ها تلقی می‌شود. علی‌رغم اینکه این شعر با شکست طرح‌واره‌ای و تازه‌سازی طرح‌واره‌ای مفهومی و زبانی و ایجاد تقابل میان طرح‌واره‌ها به ساختن جهان متن جدیدی نائل می‌شود، از لحاظ طرح‌واره‌ی متنی خنثی عمل می‌کند.
روزی آن قدر ریزش می‌بینم که به درد تیر می‌خورد و کمان
گوش سرکرده را نشانه می‌گیرم با آن
وهرچه باید بترکانم
بزرگ می‌شود گاهی که با قاف اشتباهی بگیرمش
این‌طور وقت‌ها تا فریاد می‌زنم برمی‌گردد صدا نگاهم می‌کند
– تویی رویا؟!
– جای دیگری برای خوابیدن پیدا نکرده‌ای؟
و من مثل کسی که واقعا جای دیگری برای خواب دیدن نیافته
جای دیگری برای خوابیدن
پیدا نمی‌کنم

فهرست منابع
جمالی، رزا (). بزرگراه مسدود است. تهران: چشمه.
قوامی، فرزانه (۱۳۸۴). از من فقط النگویی می ماند. تهران: نیلوفر.
رضایی، بهاره (). تشریفات. تهران: چشمه.
چمنکار، روجا (). مردن به زبان مادری. تهران: چشمه.
صادقی، لیلا (۱۳۸۹). از غلط‌های نحوی معذورم. تهران: ثالث.
Evans, Vyvyan (2006). Cognitive Linguistics. Edinburgh University Press
Kant, Immanuel (1968), Reprint. Critique of Pure Reason. Translated by N.K. Smith. New York: St. Martinýs Press [German original 1781].
Cook G (1994). Discourse and literature. Oxford: Oxford University Press
Johnson, Mark (1987). The Body in the Mind: The Bodily Basis of Meaning, Imagination and Reason, University of Chicago Press.
Oakley, Todd (1386).Image Schemas . Handbook of Cognitive Linguistics, Dirk Geeraerts & Hubert Cuyckens (eds.): Oxford, U.K.: Oxford University Press.
Semino E (1997). Language and world creation in poems and other texts. London: Longman.
Stockwell P (2002). Cognitive poetics. London: Routledge.
Stockwell P (2006), Schema Theory: Stylistic Applications. In: Keith Brown, (Editorin-Chief) Encyclopedia of Language & Linguistics, Second Edition, volume 11, pp. 8- 13. Oxford: Elsevier.
Rumelhart, D. 1980. “Schemata: The building blocks of cognition,” in R. Spiro, B. Bruce, and W. Brewer, eds., Theoretical Issues in Reading Comprehension, Hillsdale, NJ: Lawrence Erlbaum, pp. 33-35)

 

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.
این نوشته در نقد شعر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.