واژگان

واژگان خانگی52

شاعران این شماره: سریا داودی حموله، نیلوفر شاطری، ناهید عرجونی، آرزو نوری، برتولت برشت، حبیب شوکتی، حمید عرفان، علی‌رضا نوری

_____________________________

سریا داودی حموله
سریا داودی حموله

 

واو هفتم

نام‌ام را نپرسید

وقتی دور ماندم از سایه‌اش

مرگ که بیاید

دوباره زیبا می‌شوم

من در ضلع هر کلمه‌ای پنهانم

روی هواس حوا

راه می‌روم

تا بنفش جاودانه شود.

نیلوفر شاطری
یک شعر:از نیلوفر شاطری

 

…………………………..از: سایت کانون فرهنگی پوک..  

 

دنیا،

از گره روسری‌ات شروع شد

بالا آمد

به لب‌هایت که رسید

کوه‌ها یاد گرفتند

می‌شود دل زمین را سوزاند

بالاتر آمد

روی گونه‌هایت پلنگی منتظر جفت بود

بالاتر آمد

اینجای شعر را شطرنجی کنید

برایش نقاب بزنید

اصلا ورود کسانی ک چشمان هیزی دارند

به اینجای شعر ممنوع

بالاتر آمد

از ماه روی پیشانی‌ات خبری نبود

اما موشک‌های زیادی برای فتح آن فرستاده شد

شعر دارد خشن می‌شود

دارد کشته می‌دهد

باید بالاتر بروم

روی موهایت بند بازی کنم

باید شعر را زوم کنم

روی گره روسری‌ات

بیفتم از دم‌اسبی موهایت

از بوی روسری‌ات

که این شعر را جوان مرگ کرد

 

 

ناهید عرجونی۴
یک شعر: از ناهید عرجونی
 ………………………………….

.………………………از: صورت‌کتاب شاعر

 

باید بیایی
زخم‌هایت را بیاوری توی همین شعر که حالش بد است
صدای دوستانت را هم،
حتما قرار نیست که قهرمان باشند
صدای ناله‌های‌شان را بیاور
خواهش‌های‌شان را
صدای اعتراف‌های بعد از شکستن گردن
دندان‌های شکسته را هم بیاور
کاسه‌های لب پر
لباس‌های راه راه
راهروهای سرخ
همه چیز را با خودت بیاور
مهم نیست کسی حالش بد می‌شود از دیدن
بد می‌شود از شنیدنش
این شعر نباید کودن بماند
اسوده بخوابد
و باور کند
جهان جای امنی
برای انسان است!

 

.
آرزو نوری 2
یک شعر از: آرزو نوری

 …………………………

رویا

بعد از رفتن­‌ات
تکیه دادم به دیوار
خانه متروکی
در خیابان آذربایجان
می­‌توانستم
همسر دلسوزی باشم
یا مادری مهربان
اما دست‌های تو
رویای مرا
به خانه‌ی دیگری بردند

 

برتولت برشت
یک شعر از: برتولت برشت
.

 

اول به سراغ یهودی‌ها رفتند
من یهودی نبودم ، اعتراضی نکردم.
پس از آن به لهستانی‌ها حمله بردند
من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم.
آن‌گاه به لیبرال‌ها فشار آوردند
من لیبرال نبودم ، اعتراض نکردم.
سپس نوبت به کمونیست‌ها رسید
کمونیست نبودم ، بنابراین اعتراضی نکردم.
سرانجام به سراغ من آمدند
هر چه فریاد زدم کسی نمانده بود که اعتراضی کند…

.

عکس ۹
یک شعر: از حبیب شوکتی.

………………………….

یک نقطه از حضور تغزل
…………………..برای منصور خورشیدی‌ی عزیز

من
با زبان تو می‌گویم
و تو برای من شعر می‌شوی
و خواب‌های ما
با لهجه‌ی خزر
آبی می‌زنند.

.

.

حمید عرفان1
یک شعراز: حمید عرفان

……………………….از: صورت‌کتاب شاعر

 

ناله‌ها

۱
ناله‌ها
پرسش پیچیده‌ی _
پی در پی‌ی پریشان
موهای عطرآگین زیبایی‌ها

 

علی‌رضا نوری۳
یک شعر از: علی‌رضا نوری

 

راه برو
و زیباییت را از تنت در بیاور
تو بدون زیباییت زیباتری
تو را به فیلی که در تو خوابیده تشبیه نکردم
تو روزگاری از زنان سرزمین من عاشق‌تر بودی
تو زن بودی
و سرزمین من مانتویی بود که اندامت را تنت می‌کرد
این شهر تو را از من گرفت
تو را برداشت و دور از دست‌های بی‌برکت من بنا کرد
راه برو
راه برو
از تنت عهدنامه‌ها را بریز بیرون
از تنت بپرس آن روز که من شاعر نبودم
آیا بدن نام دیگری داشت؟
آیا آن فیلی که در تو خوابیده عارف بود؟
نه
کسی باید در اندام همه‌ی ما رودخانه‌ای کشیده باشد
کسی باید اسم معشوقه‌های‌مان را به زور از گلوی‌مان کشیده باشد بیرون
راه برو
و خون اندامت را به گردش ببر
من هیچ وقت عاشق فیلی که در تو خوابیده نبودم
سرزمینم را از تنت در بیاور
دگمه هایش را باز کن
سرزمینم را بگذار کنار تخت
و به فردا بگو همان جا پشت در بماند
همان جا بماند فردا
برای فردا شدن خیلی زود است
فردا رودخانه‌هایی در تن ما به فیل‌ها سلام می‌کنند
سلام
و فیل‌ها از ما بیرون می‌آیند
جهان را فتح می‌کنند
و ما را به نام زباله پشت در می‌گذارند

درباره Habib

متولد سال ۱۳۳۰ رشت استان گیلان- کسب لیسانس از دانشگاه ملی ایران- کوچ به ینگه دنیا سال ۱۳۶۵ و اقامت در کالیفرنیا-چاپ اولین کتاب شعر بنام (الف مثل باران) در سال ۱۳۸۴ در ایران توسط انتشارات شاعر امروز.

این نوشته در اشعار این شماره ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاه‌ها بسته هستند.