بایگانی ماهیانه: ژانویه 2012

ارسال شده در سرفصل | دیدگاه‌تان را بنویسید

یادداشت‌های شخصی(همگی رفتند)

ازآن سموم که بر طرف بوستان بگذشت  عجب که رنگ گلی ماند و بوی یاسمنی (حافظ ) . در اوایل دهه‌ی چهل که هنوز بیست سالم نشده بود فقط یک خانه‌ی امید می‌شناختم که در کوچه‌ی شیرزاد،    ضلع جنوبی‌ی کافه‌ی شهرداری بود. اغلب عصرها از تجریش راه می‌افتادم و سر چهارراه پهلوی از کرایه     پیاده می‌شدم و قدم زنان از  زیر خوشه‌های آویزان پیچ‌های امین‌الدوله تا در آن خانه می‌رفتم. دغدغه‌ی آن    روزهای من بیشتر تئاتر بود و با چند تن از … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های شخصی | 3 دیدگاه

طنز و شوخ‌طبعی‌ی ملانصرالدین(۳۳) شماره‌ی آخرین

برای این‌که به قول عمرانِ گرامی یک کار ملایی بکنیم به جای آوردن مقدمه کتاب در آغاز نقل این روایت‌ها آن را در انتها و آخرین شماره‌ی این سرفصل می‌آوریم. و با یاد روشن عمران صلاحی‌ی عزیز این سلسله نوشته‌ها … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در ملانصرالدین | دیدگاه‌تان را بنویسید

صدای دفتر هنر (۱۸)

در هر شماره بخش‌های(TRAKS) مختلف صداهای دفتر هنر متعلق به دفاتری که به همراه CD آمده‌اند را در رسانه ارائه می‎کنیم. با فشار روی setofangdar 08-8 Audio Track می‌توانید به بخش هشتم ( زندگی‌نامه‌ی خودنوشت” پرویز شاپور، عمران صلاحی، بیژن اسدی‌پور” … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صدای دفتر هنر | دیدگاه‌تان را بنویسید

دیدار با محمد علی شکیبایی

ارسال شده در دیدار با یک شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید

چرا ایرانیان این شهر ترکیه را باید ببینند؟

مقبره ی مولانا که در حال حاضر به عنوان سمبل شهر قونیه از آن یاد می‌شود، در واقع محل سکونت پدر و خانواده‌ی مولوی به هنگام اقامت ایشان در قونیه بوده است. پدر مولانا پس از مرگ در همین خانه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید

یاسا

تاریخ را یاد نگرفتیم و جفرافیا را زیر پا گذاشتیم. مغول‎ها که آمدند معلم‌های گرامی‌ی ریاضی تعداد کشته‌شدگان را زیر رادیکال بردند و کتابداران  مسئول قتلِ‌عام  کتاب‌ها اعلام شدند ژانویه ۲۰۱۲  

ارسال شده در شعر فرانو | 2 دیدگاه

نگاهی به ریشه های تاریخی نقش رضا ارحام صدر

مجید نفیسی رضا ارحام صدر ( 87-1302) بازیگر خنده آفرین اصفهانی به تازگی در شهر خود درگذشت. نمایش های او مانند ” گز سلامتیان” و “بستنی چمنزار” شیرین بود و جذابیتی جهانگردانه داشت. من چند بار همراه با پدر مادر … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در یادداشت‌های پراکنده | دیدگاه‌تان را بنویسید

شعرخوانی‌ی ایرج زهری

شعرخوانی‌های اشعار شاعران ایرانی یکی از کارمایه‌های ايرج زهری، منتقد، مترجم، نمايشنامه‌نويس و مدرس تئاتر است که دیرزمانی‌ست او را به خود مشغول داشته است . در شماره‌های قبل اشعاری از شاعران مختلف را با صدای ایرج زهری شنیدیم. در … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در صدای شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید

با صدای منصور خورشیدی

. .    

ارسال شده در با صدای شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید

طرح‌های مسعود مهرابی

ارسال شده در طرح‌‌ها و نقاشی‌ها | دیدگاه‌تان را بنویسید

یک شعر کوتاه

…………………………………………………….. از نورمراد رضایی پشت خاکریز سنگر گرفته‌ایم برادرم با برادرانش در شلمچه من با دوستانم در کوچه. غروب، بازی که تمام شد من با لباس‌های پاره خاکی به خانه آمدم                                   برادرم با لباس‌های خاکی خونین.

ارسال شده در شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید

belonging شماره‌ی آخرین

شانزدهم: عنوان belonging به معنای چیزها و شرایطی که به آن تعلق داریم برای بیان نوستالوژی‌ی غربت شعرای ایرانی‌ی خارج از ایران در مقابل longing به معنای چیزها و شرایطی که آرزومندیم بر کتابی که در صدد معرفی‌ی آن هستم … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در شعر دیگران, مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید

شهر زرتشتیان زیر خاک

ارسال شده در ویدیو | دیدگاه‌تان را بنویسید

موسیقی گیلکی

آهنگ رعنا

ارسال شده در رقص و ترانه‌های ایرانی, ویدیو | دیدگاه‌تان را بنویسید

عکس روز

ارسال شده در عکس روز | دیدگاه‌تان را بنویسید