بایگانی ماهیانه: آوریل 2011

آهنگ متن۲

محمدرضا شجریان ؛ از آلبوم ” سرود مهر ” ؛ تصنیف نیایش دستی افشان تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد هر قطره شود خورشیدی باشد که بصد سوزن نور شب ما را بکند روزن روزن ما بی تاب و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در CD | دیدگاه‌تان را بنویسید:

یادداشت‌های شخصی”سوگنامه‌ی کتاب”

یکی از خوش‌ترین ایام زندگی‌ام سال‌های جوانی در دهه‌ی شصت میلادی بود که صبح‌ها در لندن یک هفته‌نامه‌ی time out را زیر بغل می‌زدم و روزها را به تماشای فیلم‌های کلاسیک آن روز و گشت و گذار در موزه‌ها و کتابخانه‌ها می‌گذراندم. یکبار با ترن زیر زمینی به کافه‌ای رفتم که می‌گفتند یک قرن و اندی قبل پاتوق چارلز دیکنس بوده است. این که واقعا روزگاری آن خالق داستان‌های عهد ویکتوریا در آن چهاردیواری‌ی پوشیده از بوی چوب و … ادامه‌ی خواندن ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در یادداشت‌های شخصی | دیدگاه‌تان را بنویسید:

طنز و شوخ‌طبعی‌ی ملانصرالدین(۱۶)

منتشرشده در ملانصرالدین | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دلت می خواس چه حیوونی باشی؟

  نویسنده: پروین فدوی برنده‌ی دوم جایزه‌ی مسابقه‌ی داستان‌نویسی‌ی صادق هدایت سال۱۳۸۹ بهروز مشتی مویز ریخت  توی دهان  و جرعه‌ای چای  سبز فرو داد.” چن چندیم ؟” افشین  شروع  کرد به  ورق دادن .”  پنج ، دو .” دور  اول … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان | دیدگاه‌تان را بنویسید:

روی موج کوتاه

۶۰ در این اطاق همه چیز تنهاست مگر این صندلی‌ی خالی که برای چهارپایه‌ای‌که بر آن نشسته‌ام …………………………………..نقشه می‌کشد بیست و سوم مارس ۲۰۱۱

منتشرشده در روی موج کوتاه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

طرح‌های مجید امینی

منتشرشده در طرح‌‌ها و نقاشی‌ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سه شعر از کروب رضایی

  توهم این روزها فکرمیکنم چابک تر شده ام همینطور کلماتم عجیب تر خیال ورم داشته باید پیش دامپزشک بروم

منتشرشده در شعر فرانو | دیدگاه‌تان را بنویسید:

با صدای اخوان ثالث

فریاد با صدای اخوان ثالث  

منتشرشده در با صدای شاعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مردها فرشته‌‎اند!

    برگرفته از: برای هیچکس، سایت پژوهش،هنروادبیات (فاطمه محسن‌زاده)     زن دلش یک هم آغوشی درست و حسابی می‌خواست . مرد گفته بود : « من یک فرشته‌ام ». حالا سنگینی تن او را روی سینه‌اش احساس می‌کرد. … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در کوتاه‌ها | دیدگاه‌تان را بنویسید:

خاک سفت

نویسنده: مجید شجاعی اسنجان داستان سوم روی آخرین پله رو به حیاط، پشت به در خانه نشستم و پاهایم را توی دایره دودستم جابجا کردم. صدای قار قار کلاغ‌ها همه جا پربود. دوچرخه خاک گرفته محسن با مهره‌های رنگی چفت … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان | ۱ دیدگاه

میخانه‌ی مکدر

شاعر: رضا مقصدی به دوست ِ بزرگ ایران، دشمن فرهنگ ِ مرگ: صادق هدایت   با آه وُ آینه آری، برابرست.   با لحظه‎های روشن ِآبی میل‌ش به دوستی‌ست .   در واژگان ِ سبز ِ درختی تلخ تکرار ِ … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید:

belonging

چهارم عنوان belonging به معنای چیزها و شرایطی که به آن تعلق داریم برای بیان نوستالوژی‌ی غربت شعرای ایرانی‌ی خارج از ایران در مقابل longing به معنای چیزها و شرایطی که آرزومندیم بر کتابی که در صدد معرفی‌ی آن هستم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید:

از کوه ها

  برای کيانا دختر زيبای محال دشت اورميه که مترجم من هنگام تحقيق بود. افسوس در سرپيچی از قوانين سنتی‌ی قبيله به ازدواج با مردی مسن که دوست نداشت تن نداد و هنگام فرار در کوه به زخم گلوله‌ی خويشان … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید:

ماَموریت

نویسنده: رضوان نیلی‌پور داستان چهارم پوری، پرده را ول کرد و از پشتِ پنجره کنار رفت. گوشی را برداشت و دکمه را فشار داد. « باز شد ؟  بیا بالا. » جلوی آیینه‌ی کنسول رفت و یک طُرِّه از موهای … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در داستان | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نوروز در آذربایجان

منتشرشده در ویدیو | دیدگاه‌تان را بنویسید:

عکس روز

منتشرشده در عکس روز | دیدگاه‌تان را بنویسید: