بایگانی ماهیانه: می 2009

نوعی خوانش ۲

. این را هم در سایت‌ یداله رویایی‌ عزیز خواندم که حیف‌ام آمد آن‌را برای‌تان نقل‌ نکنم.این هم متن مطلب .عباس عزيز *من خوانندۀ عجیب دیگری را دیدم، عجیب تراز آن شاعرفقیدِ نفرینی درلوس آنجلس،خانۀ فرهنگ فرهی،گذارم به اطاق پسرش … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش | دیدگاه‌تان را بنویسید:

روی موج کوتاه

.١٨ در اننظار دیدن‌ات بوسه‌های نخستین ………………….باور نمی‌شو‌ند اینک سال‌هاست به نگاهی خلاصه دل بسته‌ام که از یک عکس ۶ در۴ قدیمی از جایی دور پرتاب شده است. …………………………. .می ٢٠٠٩ ………………………کوُل کالیفرنیا

منتشرشده در روی موج کوتاه | ۱ دیدگاه

از حرف‌های شما!

. ………………………………………..برای بیژن و شاپور و عمران به تساوی اسم‌ات که خوانده شد تمام کابل‌های تلفن که زیرِ زمین ِ سخت سخت خوابیده بودند …………………….بی‌سیم‌تر شدند و نام‌های مستعارت ای_میل شد. * در کوچه‌های یار کسی صدای‌ات را ……………………طرح زد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شماره ی نوزدهم دفتر هنر ویژه ی سه تفنگدار طنز متعهد ایران

. شماره‌ی نوزدهم دفترهنر ویژه‌ی سه‌تفنگدار طنز متعهد ایران منتشر شد. بیژن اسدی‌پور که یک تنه و بدون پشتوانه‌ی مالی‌ی هیچ مؤسسه‌ی خصوصی و یا دولتی و عدم وابستگی به هرگونه جریان وابسته ومشکوک و با دانش غنی‌ی فرهنگی و … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در گزارش | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تنهایی‌ام را در آینه خالی می‌کنم

. آستین‌‌ام را بالا نمی‌زنم با فواره می‌قصم فرمان ایست را می‌روم با چراغ روشن می‌شوم کنار برف دراز می‌کشم تنهایی‌ام را در آینه خالی می‌کنم پاییز را سبز می‌بینم کویر را آب می‌دهم درخت را به شاخه پیوند می‌زنم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

اسم این کوچه شهید نمی‌شود

. وقتی شناسنامه‌ام آن قدر باطل شد که “پِرلاشِز”* لاشه نمی‌پذیرد با صدای‌ات بلند ‌می‌شوم که فاتحه‌ات ‌خوانده نیست پس “فاتح شدم و ۶٧٨”** بار ساکن و مرداب وقتی صدای مرغابی بوی خزر می‌داد خیابا‌ن‌ها سنگفرش بود و فرش خانه‌ی … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | ۱ دیدگاه