بایگانی ماهیانه: ژوئن 2008

با تو نیستم

.مادر بزرگ که همیشه قلب‌اش آویزان بودنام‌ات را با صدای بلنداز کنار باغچه پاک کرد.ادامه مطلب

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زیر سایه‌ی شما

“زیر سایه‌ی شما” مجموعه‌ی کوتاه‌نوشته‌هایی‌ست که مدتی‌ست با آن‌ها زیر سایه‌ی شما زندگی می‌کنم.سعی دارم از این پس بخش‌هایی از این نوشته‌ها را که با بازنگری هنرمند گرامی بیژن اسدی‌پور در صفحات صافکاری‌ کار مشترک سه تفنگدار طنز ایران (بیژن … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در زیر سایه‌ی شما | دیدگاه‌تان را بنویسید:

برف‌های کوچک در را‌ه‌اند

ما با پاییز عهد بسته بودیمکه برگ‌های سرخ راروی زمین پارک پهن کندتا وقتی که سربازهای بازنشسته……………………….قدم می‌زنندبهتر شنیده شوندو زمستان راه‌ش را گم نکند.ادامه مطلب ………………………………روزویل کایفرنیا ۱۴ جون ۲۰۰۸

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کمی خانگی

. نیما هنوز تنهاست نه نور نورانی‌ست و نه این گنبد خالی کلید را می‌زنم! …………………………………………….روزويل کاليفرنيا ۳١ می ۲۰۰۸ ادامه مطلب

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

من نور می شوم

شعر “من نور می شوم“ از ماندانا زندیان برگرفته از شماره‌ی ویژه‌ی قمر دفتر هنر همراه با صدای شاعر.. . من نور می شوم ………………….<با یاد قمر> . دستم را اگر نگرفته بودی چگونه می‌آموختم که در غربت خورشید هم … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر دیگران | دیدگاه‌تان را بنویسید: