بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2007

با بامداد ۴

بروشور تهیه شده برای شب شعر شاملو در وین با سپاس مجدد از دفتر هنر ، همراه با بریده‌ی کوتاه دیگری از اشعار بامداد همیشه‌ی شعر امروز ایران طرحی از . او را برای پاس‌داشت خاطره‌ی مهربان‌اش در این رایانه … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر شاملو | دیدگاه‌تان را بنویسید:

آب که سرش درد می‌گیرد

این‌جا نه این رودخانه دل به دریا می‌زند و نه این دریاچه آنقدر دریا دل‌ست که خواب‌های کوچک شور‌‌اَش را با ماهیان سیاه قصه                                  … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

ایران – بزرگترین امپراتوری‌ی جهان

. ویدیوی زیر را دوستی فرزانه برایم ارسال داشته که بد نیست نگاهی به آن بیاندازیدهمانطور که همه می‌دانیم جدای از قیل و قال‌هایی که سلطنتِ پهلوی طلب‌ها در ارنباط با هرپدیده‌ی تاریخی برای بهره‌گیری‌های. ایدیولوژیکی براه می‌اندازند آشنایی با … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در ویدیو | دیدگاه‌تان را بنویسید:

جمال‌زاده و آن جوان غضبناک

در تورق صفحات مجازی‌ی سایت‌های دور و نزدیک از راه رایانه‌ی تادانه زیر عنوان جلال آل احمد و پرخاش‌های او به پیر پیراسته و آگاه جوان‌دل جمال‌زاده‌ی عاشق رسیدم که خوش دیدم برای ارج نهادن به قلم بی‌غش خسرو ناقد … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در مقاله | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شعرهايی که ديگر بوی گيلاس نمی‌دهند

عکس‌اش را که کناراش می‌گذاریاز خجالت آب می‌شودانگار که خاک مرده ریخته باشندسکوت به هزار زبان داد می‌زند*باید اتفاق غریبی افتاده باشدمردم همیشه درست قضاوت می‌کننداین‌ را دوست عاشق‌امهم میگویدو شاملو نیز آن را زمان می‌خواند*در یک دست کاغذ ؤیک … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر | دیدگاه‌تان را بنویسید:

با بامداد ۳

با سپاس مجدد از دفترهنر، همراه با بریده‌ی کوتاه دیگری از اشعار بامداد همیشه‌ی شعر امروز ایران طرحی دیگر از او را برای پاس‌داشت خاطره‌ی عزیز‌اش در این رایانه برای علاقمندان می آوریم ح . ش     احمد شاملو … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در شعر شاملو | دیدگاه‌تان را بنویسید: